جمعه شب با آقا مجید رفتیم فوتبال داخل سالن بازی کنیم که اتفاقی 2 تا دیگه از بچه های ایرانی لیسانس اینجا هم بودند که بچه های باحالی هم بودند ولی کلی هم عرب بود. 4-5 تا تیم بود که بازی می کردیم. من و مجید فقط چرت و پرت می گفتیم و می خندیدیم. یه بار یه عربه که دروازه بان بود یه گل الکی خورد که مجید گفت: مرتیکه الاغه .... چه گل ... خورد! منم گفتم بابا این عرب های .... خیلی ... تو فوتبال. مجید گفت اگه ایرانی ها با هم یه تیم بدیم همه این ها رو می بریم چون زبون هم رومی فهمیم. آقا یه دفعه دیدم یکی که بغل ما وایساده بود با لهجه عربی غلیظ و به زبون فارسی گفت: " زبان خیلی مهم نیست". مجید که لال شد و بعدش هم فکر کنم یه فعل و انفعال شیمیائی تو شلوارش شد که زود رفت دستشوئی. من یه ذره خودم روکنترل کردم و گفتم " آره ولی خوبه هم زبون باشند بازیکن های یه تیم به هم دیگه. راستی شما فارسی رو خوب بلدی؟ یارو عربه گفت: قشنگ نمی تونم صحبت کنم ولی کامل می فهمم.
طرف تمام چرت و پرت های ما رو فهمیده بود. مجید می گفت من فکر کردم الان دعوا میشه!
فقط توبازی من ومجید چرت و پرت میگفتیم ومیخندیدیم. جاتون خالی حسابی فرهنگ سازی کردیم. داور نداشتیم ولی مجید یه دفعه وسط بازی شعار اصیل شیر سماور رو بلند می خوند. لذتی داره این شعار و معرفت بالائی تو این شعار هست. اونجا رو کرده بودیمش ورزشگاه آزادی با ۲ تاشعار بده اساسی. تمام شعارها رو یه دور دوره کردیم!
نامرد مجید توپ دستش میومد فقط به دخترها پاس میداد. بولدوزریها این مجید. توپ ازش رد میشد ولی آدم عمرا ازش رد میشد. 4 ساعت بازی کردیم و خندیدیم. جاتون خالی! از این به بعد جمعه شب ها فقط فوتبال!
ولی خدائی خیلی بده یه عرب فارسی بلد باشه. خیلی بده! تیکه کلام این روزهای من و مجید شده این:" زبان خیلی مهم نیست"
|
+| نوشته شده توسط
ج و ا د در
22 Feb 2009
|