تبليغاتX
مستی است و راستی گوش کن راست می گویم
به نام حضرت دوست که هرچه داریم ازوست
 جاده یه طرفه!

با این آهنگ بخونید.

از همون اول هم تابلوهای یه طرفه رو نمی دیدم. حالم از خیابونای یه طرفه بهم می خوره. وقتی ازشون رد میشم به وسط خیابون که می رسم به اون سمتی نگاه می کنم که ماشین نمی تونه بیاد و تازه می فهمم که بابا خیابون یه طرفست. من آخر سر هم تو یه خیابون یه طرفه یه ماشین زیرم میکنه و میمرم.  آقا  اینجا میگم یقه اون راننده رو نگیریدا. اشتباه از من بوده. اگه به ماشینشم خسارت خورده خسارتشو بدید و ولش کنید بره.! اهل لعن و  نفرین نیستم ولی لعنت به هرچی خیابون یه طرفست که بزرگترینشون جاده زندگیه.  شنیدی میگند از هرچی بدت بیاد سرت میاد. زندگیمون یه طرفه شده!

اصلا این زندگی رو یه طرفه ساخته تا تخته بندازی و بری و فکر تصادف هم نباشی.  من می خوام برگردم عقب. آخه چرا این روزگار یه طرفست. اوهووووووی! من می خوام برگردم عقبببببببببب.!!!!!!

 می خوام بازم کل آرزوهام بشه یه دوچرخه دست دهم. می خوام یه بستنی کیمی یخی ۲ تومنی رو گاز و بزنم و بخندم بدون اون که بفهمم کی دورم هست و کی نیست. می خوام یه توپ پلاستیکی ۲ لایه بشه تمام دارائیم. وقتی سوراخ میشه بشینم گریه کنم و وقتی یه نو می خرم شادی قارونو کنم. من اگه پولدار بشم دوست دارم برای همه بچه های محلمون یه توپ دو لایه بخرم. آخ که نمیدونی چه حالی میده. صبح تا شب باهاش روپائی میزنی. اصلا لعنت به هرچی میخه که توپ دولایه ها رو سوراخ میکنه.!!!

می خوام ۵ تومن تخمه ریز بگیرم و بشینم ۱ ساعت با بچه ها تخمه بشکنیم. عجب چیزیه این تخمه سرکاریا!  بابا میشنوی چی میگم.؟؟!!! می خوام صبح تا شب تشتک بازی کنم و بیخ دیواری. می خوام یه مات قشنگ تو باغچه جلوی خونه بکنم و به یه تیله شهرابی از صبح تا شب تیله بازی کنم. اصلا می خوام یه کتونی چینی بخرم و کلاس رو بپیچونم و فقط فوتبال بازی کنم. اونم گل کوچیک. لائی ۲ تا حساب میشه ها. ما که کلی از این روزگار لائی خوردیم! 

بشینیم گل یا پوچ بازی کنیم. اصلا گل یا پوچ باز خوبی نبودم. یه نخود زرد رنگ صورتم و ضربان قلبم رو عوض می کرد. آخه آدمی که یه نخود زرد -اونم  که تو مشتشه- ضربان قلبش رو دو برابر می کنه با ۲ تا چشم سیاهی که  تو مشتش هم نیست چیکار میکنه! ایراد از گلمونه!

من می خوام برگردم عقب.!!!!   

هوای سیر گلشن مانده است و بال و پر رفته        هوس ها کاش می رفتند با عمر بسر رفته

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 16 Apr 2009  |
 
دلخوشم با کاشتن هرچند با آن داشتن نیست.

دنیای بی رحمیه. گاهی اوقات سرم رو می گیرم بالا و میگم اگه اونی که گرفتی برای تو فقط یه آدم بود برای خیلی ها یه دنیا بود. اگه اونی که نرسوندی به مقصد برای تو فقط یکی از میلیاردها بود برای یکی می تونه اندازه همه آدم های تو باشه. اندازه تمام کهکشانهای تو و شاید هم بیشتر.

مشتی نشستی اون بالا حواست رو جمع کن!

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 15 Apr 2009  |
 همیشه سبز
این آهنگ این روزا دماری از روزگار ما درآورده که خدا میدونه و بس.

در اوج بی وزنی مطلق به سر می بریم. نه باد صبائی می وزد و نه دل از شوق برق چشم سیاهی می لرزد. مانند درختی که در ریشه در خاک می کند و هرروز استوارتر می شود در برابر نسیم های لطیف بهاری ما نیز نه دیگر می لرزیم و نه دیگر حسش می کنیم. 

فصل هایمان هم درهم ریخته است نازنین. پائیز و بهارمان به هم ریخته است. دیوانه درختان همیشه سبز هستم که قدرت طبیعت بی رحم که حتی گرد پیری بر رخسار آدم های همه کاره دنیا می نشاند حتی نمی تواند رنگ برگ هایشان را تغییر دهد. همیشه سبزند و می خندند. چه به لطافت بهار و چه به خشم زمستان و تابستان.

سبز باشید. همیشه همیشه!

 

 

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 10 Apr 2009  |
 تو دوری از برم
دارم یه کد مطب می زنم که نوشتنش ۲-۳ ماه سول میکشه و زمان هر اجراش روی کلاستر پر سرعت ۵-۶ ساعت میشه. تا حالا برنامه به این پیچیده گی کد نزده بودم. به خاطر همین هر سری که میشینم کد بزنم یه دفعه می بینی چند ساعت شده و اصلا حواسم نبوده. وقتی شروع می کنم یه آلبوم شجریان رو رندوم گوش می کنم. امروز یه دفعه رسید به این آهنگ. بدون اینکه دست خودم باشه با اهنگ با صدای بلند شروع کردم به خوندن که یه دفعه دیدم بابا توآفیس هستم و بچه ها دارند منو همینجوری نگاه می کنند. خدائیش خیلی آهنگه.

در اوج بی وزنی و بی عشقی هستیم ولی نمیدونم چرا باز این آهنگ و این صدا دل بی غل و غش را به همنوائی وادار میکند.  ایراد از گل مان است نازنین!

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 7 Apr 2009  |
 آقا شما چی می خوری و چی نمی خوری؟

پسر هندو می گفت که ما گوشت فقط ماهی و مرغ می خوریم و گاو و گوسفند و .. نمی خوریم. مشروب هم نمی خوریم. می گفت اینا رو دینشون حروم کرده که یک دین الهی با پیغمبر خودش هم هست.

دختر تایلندی فقط گوشت خوک و ماهی و مرغ تو دینشون حلاله و مشروب هم آزاده که این هم گرفته شده از یه دین الهی هست.

تو یه دین دیگه کلا گوشت حرومه و سبزی خوار هستند.

ما گوشت خوک و مشروب تو دینمون حرومه و بقیه گوشت ها حلاله و مشروبات هم که کلا حرومه. تو دین ما که غیر مسلمون هم یه جورائی نجسه.!!!!! هنوز تو ایران خیل یها با زرتشتی ها تو احوال پرسیشون دست نمیدند تا نجس نشند!!!

خدا وکیلی غیر از مسلمونا (منظورم ایرانی هاست و یه سری کم از عرب ها) بقیه هم کاملا به دینشون عمل می کنند. همه هم اعتقاد دارند دینشون بهترین دینه. همه هم اعتقاد داریم هممون یه خدا راداریم می پرستیم! جالب نیست به نظرتون؟

به نطر من فقط باید درست و صادق زندگی کنی و ربطی نداره چی بخوری و چی نخوری.

یادش بخیر یه بار داشتم ۱ ساعت قبل از اذان مغرب وضو می گرفتم تو جوونی که دوستم بهم گفت باید حتما نیت نماز مغرب بکنی تا بتونی با این وضو نماز مغرب رو بخونی. من بهش گفتم بابا سخت نگیر دین راحت تر از این حرفاست که بهم گفت آره راحته ولی خر تو خر هم نیست. من هنوز سر اون حرفم هستم.دین خیلی ساده تر از این حرفاست.

 اصلا مهم نیست دینت چیه و چی می خوری و چی نمی خوری؟ مهم اینکه چجوری زندگی می کنی و با مردمان خدا چطوری سازش می کنی.

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 5 Apr 2009  |
 نامجو

آقا من از صبح دارم نامجو گوش می کنم ولی اصلا نمی تونم با این بابا حال کنم. با تمام احترامی که برای این بنده خدا و طرفداران بی شمارش قائلم اصلا نمی تونم حال کنم و بفهمم این نوع موسیقی رو. کسی اگه آهنگ خاصی ازش سراغ داره یا می تونه راهنمائی کنه و توضیحی بده در مورد سبک خوندنش ممنون میشم.

من اصلا نمی فهمم چرا ملت اینقدر حال می کنند با نامجو.

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 3 Apr 2009  |
 دنیای نرمال

به طور کلی اعتقاد دارم که اکثر متغیرهای زندگی دارای توزیع نرمال هستند توی جامعه انسانی. مثلا اگه بخواهیم به خوبی آدم ها یه مقدار از بین ۰-۱ بدیم و توزیع این مقدار رو برای تمام آدم های روی زمین بررسی کنیم به نظر میاد یه توزیع نرمال داشته باشه. یعنی بیشتر مردم میانه هستند ۰.۵. و یا آدم های کمی نزدیک ۰ و یا ۱ داریم.

 به نظر شما کدام متغیر  زندگی هست که توزیعش نرمال نیست؟ اگه فکر می کنید توزیعش نرمال نیست بحث کنید.

من تو این ۲ ساله تقریبا کلی درس آمار پاس کردم که همشون تو پردازششون پیش فرض نرمالیتی داده رو در نظر می گیرند. تا اینکه این ترم یه درس گرفتم که غیر پارامتریک هست که مثلا پیش فرض نرمالیتی داده رو نداره. جالبه که اینجا هم میاند یه توزیع غیر نرمال را به یه تعداد توزیع نرمال نمایش میدند. یه جوری می خواد بگه که همه چیز تو این دنیا خاصیت نرمالیتی داره.  

برام خیلی جالبه. این درس جذاب ترین درسیه که من تا حالا گرفتم!

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 1 Apr 2009  |
 
  اين ساز شکسته اش خوش آهنگ تراست!

 

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 31 Mar 2009  |
 ارغوان

لذتی بردیم آسمانی و سیر و سلوکی کردیم در جوانی از یاد رفته. آه از خاطرات فراموش شده که بیگاه گریبان صبر و آرامش دریائی را نیز طوفانی می کنند! آدم دیگری شده ایم نازنین! یادمان رفته است نازنین!


ارغوان- هوشنگ ابتهاج from Tardid on Vimeo.">

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 27 Mar 2009  |
 بهلول زمانه
خیلی زیاد با بعضی از جمله های حسین پناهی حال می کنم. واقعا خیلی خوب فهمید که باید چجوری زندگی کرد.

">

"دم به کله می کوبد و شقیفه اش ۲ نیمه می شوند بی آنکه بداند حلقه آتش را خواب دیده است عقرب عاشق"

"خونمون پشت کوچه فهم و خیاله! بلدی؟"

" به ساعت نگاه می کنم حدود ۳ نیمه شب است. چشم می بندم تا مبادا که چشمانت را از یاد برده باشم. "

سال نو تمام دوستان عزیز هم مبارک و ممنونم از همتون به خاطر تبریک و محبتتون.

|+| نوشته شده توسط ج و ا د در 25 Mar 2009  |
 
 
بالا