امیر حسین
1-
جامیست که می چشانند به دور.
نوبتی هم بود، نوبت امیرحسین بود.
امیر حسین هم 2شنبه میره و چون من امشب دارم میرم قبرس پس امیر حسین هم امشب برا من رفت. نمیدونم چرا آفر امریکا را علیرغم کلیر شدن قبول نکرد و رفت دانشگاه اسلو نروژ.
تفعل( به قول حمید تفال) امیر حسین هم زدیم:
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سرآید گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم گفتا که شبروست او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد گفتا خنک نسیمی کز بوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت گفتا تو بندگی کن کاو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد گفتا خموش«حافظ»کاین غصه هم سرآید
2-
دارم میرم قبرس برا پیک آپ و شاید تا 1 هفته نباشم.
3-
ما کشته عشقیم و جهان مسلخ ماست ما بی خور و خوابیم و جهان مطبخ ماست
ما را نبود هوای فردوس از آنک صد مرتبه بالاتر از آن دوزخ ماست
یا حق!
|
+| نوشته شده توسط
ج و ا د در
31 Aug 2007
|